محمد بن علي منجم وابكنوي
56
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
مىشود مدت يك ماه قمري گرفتند ؛ وآن هست چندين أيام ودقائق وكسور / كطلانحك I وچون اين در دوازده ضرب كردند كه عدد شهور است ، حاصل آمد مدت I يك سال قمري چندين أيام ودقايق وكسور / سندكبام . وبه اين اعتبار ، اين سال I قمري اصطلاحى بود . وچون قاعدهء أهل اين صنعت چنان است كه هر كجا كسور ، I زيادت از نصف مىباشد آن را يكى مىگيرند وچون يك ماه قمري بيست ونه روز است I وسى ويك دقيقه وپنجاه ثانيه ، واين كسور چون زيادت از نصف است پس I به اين نسبت ، ماه أول را سى روز مىگيرند وآن كسور در ماه دوم ، كمتر از نصف مىباشد در ماه سيوم ، زيادت از نصف . لاجرم از اينجا لازم است كه يك ماه را سى روز گيرند ويك ماه را بيست I ونه روز تا آخر سال . پس ماه ذىحجه به اين اعتبار چندين أيام ودقائق باشد I / كطكب . ونامهاى ماههاى أو به زبان عربى بود چنان كه در اين جدول ثبت افتاده : فصل دوم : در بيان سالهاى كبيسه واستخراج أيام كبايس وطريق أو آن است I كه نسبت كنيم بيست ودو دقيقه را كه كسور سالهاى عربى است به شصت كه دقايق يك I روز است وآن خمس وسدس اوست ؛ وأقل مخرجى كه آن را خمس وسدس صحيح I باشد ، سى است كه خمس أو شش بود وسدس أو پنج ، ومجموع هر دو يازده باشد . I پس از اينجا لازم آيد كه در مدت سى سال ، يازده روز كبيسه باشد . پس هر دو سال I يا سه سال كه آن كسور جمع شود ، يك روز يا زيادت از نصف روزى گردد ؛ I در آن سال ، ماه ذوالحجه را سى روز گيرند وآن سال ، سيصد وپنجاه وپنج روز